كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
203
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
فَإِذا قَضَيْتُمُ الصَّلاةَ پس چون ادا كرديد نماز خوف را و فارغ شديد از ان فَاذْكُرُوا اللَّهَ پس ياد كنيد خداى را قِياماً در حال قيام كه شمشير مىزنيد وَ قُعُوداً و در حال نشستن كه تير مىاندازيد وَ عَلى جُنُوبِكُمْ و بر پهلوهاى خود آن زمان كه زخم خورده آيد افتادهايد و گفتهاند مراد ياد كردن خداوند است در همه احوال و در زاد المسلمين آورده كه ذكر بمعنى خوف است يعنى بترسيد از خدا قِياماً در وقت تصرف در امور وَ قُعُوداً و در حال اشتغال باكل و شرب و مصاحبت با خلق وَ عَلى جُنُوبِكُمْ و در زمانى كه توجه بمنام كرديد و مژده أَلَّا تَخافُوا نتيجه چنين خوف تواند بود بيت هر كه نى در خوف گم شد هوش او * نشنود الا تخافوا گوش او خائفان را الا تخافوا گشت درس * هر كه خوفش نيست چون گوئى مترس فَإِذَا اطْمَأْنَنْتُمْ پس چون بياراميديد و از خوف ايمن شديد فَأَقِيمُوا الصَّلاةَ پس بگذاريد نماز را بتعديل اركان و حفظ شرائط آن إِنَّ الصَّلاةَ به درستى كه نماز كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ هست بر مؤمنان كِتاباً مَوْقُوتاً فرضى موقت يعنى محدود باوقات كه اخراج آن از اوقات آن روا نيست وَ لا تَهِنُوا و سستى مكنيد و ضعف مورزيد فِي ابْتِغاءِ الْقَوْمِ در طلب كافران و كارزار با ايشان اين آيت در غزوه حمراء الأسد نازل شد كه حضرت رسالت ص پناه بعد از جنگ احد مىخواست كه از عقب ابو سفيان رود و صحابه رض از جراحات متألم بودند حق سبحانه مىفرمايد كه إِنْ تَكُونُوا تَأْلَمُونَ اگر هستيد شما اى مؤمنان كه دردمند شديد از جراحتها فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ پس به درستى كه كافران نيز دردمندند و زخم خورده كَما تَأْلَمُونَ همچنان كه شما هستيد وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ و شما با وجود الم اميد مىداريد از خدا ما لا يَرْجُونَ آنچه ايشان اميد نمىدارند از ثواب در آخرت و نصرت در دنيا وَ كانَ اللَّهُ و هست خدا عَلِيماً دانا بضمائر شما حَكِيماً محكمكار در امر و نهى آوردهاند كه طعمه بن ابيرق از بنى ظفر شبى در خانه قتادة بن نعمان نقبى زد و زرهى كه در ابنان آرد پنهان كرده بود بدزديد قضا را ابنان شكافى داشت همه راه آرد مىريخت تا به خانه طعمه و طعمه آن را در خانه ننهاد بلكه از خانه بيرون آمد به خانه يهودى كه او را زيد بن السمين مىگفتند برده بطريق وديعت به دو سپرد بامداد قتاده بر اثر دقيق به خانه طعمه رفت و بعد از طلب زره طعمه سوگند ياد كرد كه اين كار نكردهام و خبر ندارم قتاده بر همان سمت كه طعمه به خانه يهودى رفته بود پى برد و جهود را كه به خيانت بگرفت زيد يهودى گفت كه دوش طعمه زرهى در ابنان نهاده به وديعت به من داده و جمعى بران گواهى دادند قتادة صورت حال بمحكمه عليه نبوت ص رفع كرد و بنو ظفر كه قوم طعمه بودند از خوف رسوائى او نخواستند كه طعمه تهمت زده شود جهود پاكدامن بيرون آيد آغاز جدال و خصومت با جهود كردند و راى حضرت عليه السّلام بران بود كه خيانت بر جهود ثابت گردد و مسلمان از ان خيانت مبرا باشد و همين كه حضرت قصد عتاب يهودى فرمود و خواست كه بقطع يد او حكم فرمايد از حضرت رب الارباب خطاب رسيد كه إِنَّا أَنْزَلْنا به درستى كه ما فروفرستادهايم إِلَيْكَ الْكِتابَ بسوى تو قرآن را بِالْحَقِّ به راستى و حكم درست لِتَحْكُمَ بَيْنَ النَّاسِ تا حكم كنى ميان مردمان بِما أَراكَ اللَّهُ بهآنچه خدا ترا شناسا گردانيده و وحى فرستاده وَ لا تَكُنْ لِلْخائِنِينَ و مباش براى خيانتكنندگان خَصِيماً دشمن آنكس كه بىگناه است و در مقام دفع خيانت مباش از خائن وَ اسْتَغْفِرِ اللَّهَ و آمرزش خواه از خداى از قصدى به عذاب به يهودى كردى إِنَّ اللَّهَ كانَ به درستى كه خداى هست غَفُوراً آمرزنده مر كسى را كه آمرزش طلبد رَحِيماً مهربان برو .